1
00:00:38,700 --> 00:00:40,390
‫هی، ونر.

2
00:00:44,880 --> 00:00:46,450
‫شماها اینجا چیکار می‌کنین؟

3
00:00:46,450 --> 00:00:47,620
‫مگه خودتم اینجا نیستی؟

4
00:00:47,620 --> 00:00:49,990
‫ماهی 10 رویال نقره، با غذا.

5
00:00:49,990 --> 00:00:51,330
‫احمقی اگه نیای.

6
00:00:51,330 --> 00:00:54,720
‫تازه، ما فقط اینجاییم که
‫پادوی شوالیه‌ها باشیم.

7
00:00:54,720 --> 00:00:56,560
‫قرار نیست که واقعاً بریم بجنگیم.

8
00:00:56,560 --> 00:00:58,160
‫اگه اوضاع بیریخت شد، من که جیم می‌شم.

9
00:00:58,160 --> 00:00:59,550
‫همین که بتونم از تو تندتر بدوم کافیه.

10
00:00:59,550 --> 00:01:01,820
‫راستی، اگه اینجا غزل خداحافظی رو بخونی،

11
00:01:01,820 --> 00:01:03,860
‫تکلیف اون دختری که تو کافه
‫می‌دیدی چی می‌شه؟

12
00:01:03,860 --> 00:01:05,930
‫آها، شرلی رو میگی.

13
00:01:06,760 --> 00:01:09,560
‫چرت نگو. من قرار نیست اینجا بمیرم.

14
00:01:09,560 --> 00:01:11,370
‫سال دیگه می‌خوام ازش خواستگاری کنم.

15
00:01:11,370 --> 00:01:13,100
‫فقط اومدم اینجا یه پولی به جیب بزنم.

16
00:01:13,100 --> 00:01:14,430
‫وگرنه چطوری باهاش ازدواج کنم؟

17
00:01:15,360 --> 00:01:17,600
‫اگه بمیری که پول خونت بیشترم می‌شه.

18
00:01:17,600 --> 00:01:19,920
‫برو بابا، اونقدرام خنگ نیستم.

19
00:01:19,920 --> 00:01:21,120
‫اونطوری که پوله می‌رسه به یکی دیگه!

20
00:01:21,120 --> 00:01:22,240
‫مسخره‌بازی درنیار.

21
00:01:22,240 --> 00:01:23,670
‫همین حقوقش هم خوبه.

22
00:01:23,670 --> 00:01:25,150
‫پول خون؟

23
00:01:25,150 --> 00:01:27,160
‫با 30 رویال نقره که نمی‌شه زنش گرفت.

24
00:01:27,160 --> 00:01:28,430
‫ساکت!

25
00:01:28,980 --> 00:01:31,470
‫همه خبردار و تو یه صف وایستین.

26
00:01:31,470 --> 00:01:33,480
‫والاحضرت رولند ویمبلدون،

27
00:01:33,480 --> 00:01:35,610
‫شاهزاده چهارم پادشاهی گریکسل
‫تشریف آوردن.

28
00:03:44,190 --> 00:03:47,390
‫قبل از هر چیز، می‌خوام از همه‌تون
‫به خاطر این شجاعت تشکر کنم،

29
00:03:47,390 --> 00:03:49,720
‫که برای دفاع از وطنمون پا پیش گذاشتین.

30
00:03:50,320 --> 00:03:54,390
‫از حالا به بعد، شما عضو
‫شبه‌نظامی‌های شهر مرزی هستین.

31
00:03:54,390 --> 00:03:56,420
‫طی یک و نیم ماه آینده،

32
00:03:56,420 --> 00:03:58,740
‫آموزش‌های سفت و سختی می‌بینین.

33
00:03:58,740 --> 00:03:59,760
‫البته،

34
00:03:59,760 --> 00:04:02,300
‫این آموزش‌های سخت پاداش هم داره.

35
00:04:02,300 --> 00:04:04,080
‫اگه از پس آموزش بربیاین،

36
00:04:04,080 --> 00:04:05,690
‫پاداش می‌گیرین.

37
00:04:05,690 --> 00:04:07,060
‫و اون پاداش اینه که...

38
00:04:07,060 --> 00:04:09,550
‫امروز تو ناهارِ همه،
‫یه تخم‌مرغ اضافه می‌ذاریم.

39
00:04:13,590 --> 00:04:16,390
‫حالا، اجازه بدین کاپیتانتون رو معرفی کنم.

40
00:04:27,560 --> 00:04:28,670
‫اون تبر آهنی نیست؟

41
00:04:28,670 --> 00:04:30,670
‫مطمئنم همه‌تون می‌شناسیدش.

42
00:04:30,670 --> 00:04:32,310
‫تبر آهنی بهترین شکارچی ماست،

43
00:04:32,310 --> 00:04:34,440
‫و حاضره برای دفاع از شهر مرزی بجنگه.

44
00:04:34,440 --> 00:04:36,460
‫من بابت این ازش ممنونم.

45
00:04:36,460 --> 00:04:39,360
‫و به نام رولند ویمبلدون
‫به همه‌تون قول می‌دم،

46
00:04:39,360 --> 00:04:43,260
‫هر کسی که تو تمرینات عالی باشه یا
‫تو میدون جنگ شجاعانه بجنگه،

47
00:04:43,260 --> 00:04:46,060
‫بدون توجه به پیشینه‌ش،
‫مقام رسمی می‌گیره.

48
00:04:46,670 --> 00:04:49,000
‫خیلی خب، تبر آهنی، تمرین رو شروع کن.

49
00:04:49,000 --> 00:04:50,480
‫چشم، والاحضرت.

50
00:04:52,220 --> 00:04:53,520
‫همه توجه کنن.

51
00:04:53,520 --> 00:04:56,180
‫اولین تمرین رو شروع می‌کنیم.

52
00:04:57,900 --> 00:04:59,290
‫خبردار بایستید.

53
00:04:59,290 --> 00:05:02,790
‫همه مثل من وایستین و
‫نیم ساعت تو همین حالت بمونین.

54
00:05:02,790 --> 00:05:05,360
‫اگه بتونین نیم ساعت
‫بدون هیچ تکونی وایستین،

55
00:05:05,360 --> 00:05:08,430
‫همه یه تخم‌مرغ اضافه برای ناهار می‌گیرن.

56
00:05:10,820 --> 00:05:13,370
‫سینه جلو، سر بالا،

57
00:05:13,930 --> 00:05:16,190
‫باسن عقب، شکم تو.

58
00:05:17,930 --> 00:05:21,380
‫دست‌ها صاف در امتداد بدن.

59
00:05:22,500 --> 00:05:24,190
‫حتی یه عضله رو هم تکون نمیدین.

60
00:05:24,190 --> 00:05:25,540
‫نیم ساعت همینطوری می‌مونین.

61
00:05:25,540 --> 00:05:27,160
‫طاقت بیار، ونر.

62
00:05:27,930 --> 00:05:29,340
‫فقط یه کم دیگه تحمل کن،

63
00:05:30,040 --> 00:05:31,930
‫اون تخم‌مرغه رو می‌گیری.

64
00:05:38,420 --> 00:05:39,930
‫وقت تمومه.

65
00:05:50,710 --> 00:05:52,260
‫تونستیم!

66
00:05:55,160 --> 00:05:56,900
‫برای ناهار تخم‌مرغ داریم!

67
00:05:57,750 --> 00:05:59,510
‫یه ساله تخم‌مرغ نخوردم.

68
00:06:00,600 --> 00:06:02,790
‫ونر، حالت خوبه؟

69
00:06:02,790 --> 00:06:03,820
‫آره.

70
00:06:04,620 --> 00:06:06,600
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫یه جا سیخ وایستادن،

71
00:06:06,600 --> 00:06:08,640
‫از سنگ‌تراشی خسته‌کننده‌تر باشه.

72
00:06:19,430 --> 00:06:21,130
‫دور اول تمرینات تموم شد.

73
00:06:21,130 --> 00:06:23,640
‫همه تمرین رو به پایان رسوندن.

74
00:06:28,070 --> 00:06:28,830
‫کارتر.

75
00:06:29,570 --> 00:06:30,640
‫بله، والاحضرت.

76
00:06:39,020 --> 00:06:40,070
‫چه خبره؟

77
00:06:40,070 --> 00:06:43,070
‫نکنه می‌خوان بزنن زیر حرفشون
‫و تخم‌مرغ رو ندن؟

78
00:06:43,070 --> 00:06:44,400
‫چی پیش خودت فکر کردی؟

79
00:06:44,400 --> 00:06:46,880
‫شاهزاده قول داده،
‫چرا باید بزنه زیرش؟

80
00:06:46,880 --> 00:06:49,790
‫هی، وقتی پای حرف
‫نجیب‌زاده‌ها وسط باشه،

81
00:06:49,790 --> 00:06:51,550
‫حرفشون اندازه باد هوا هم اعتبار نداره.

82
00:06:51,550 --> 00:06:54,240
‫شاهزاده که زیر حرفش نمی‌زنه، نه؟

83
00:06:54,240 --> 00:06:56,880
‫حالا که فکرشو می‌کنم،
‫این شاهزاده خیلی عجیبه.

84
00:06:56,880 --> 00:06:58,710
‫واقعاً تبر آهنی رو کرد کاپیتان.

85
00:06:58,710 --> 00:07:00,390
‫تبر آهنی از قوم شنه.

86
00:07:00,390 --> 00:07:02,520
‫مگه نجیب‌زاده‌ها فقط تو کار اصالت و خون نیستن؟

87
00:07:02,520 --> 00:07:04,350
‫تبر آهنی مرد خوبیه.

88
00:07:04,350 --> 00:07:06,640
‫ماهرترین شکارچی شهره.

89
00:07:06,640 --> 00:07:09,900
‫آخ، بعضی وقتا واقعاً
‫به قوم شن حسودیم می‌شه.

90
00:07:09,900 --> 00:07:13,020
‫با اون هیکل، می‌تونی تا ابد وایستی
‫و آخ هم نگی.

91
00:07:15,520 --> 00:07:17,510
‫هی، ساکت باشین.

92
00:07:17,510 --> 00:07:20,020
‫نگاه کن، شوالیه برگشت.

93
00:07:32,190 --> 00:07:33,890
‫پیغامی از طرف والاحضرت
‫رولند ویمبلدون:

94
00:07:34,220 --> 00:07:36,890
‫«همه عالی بودن. خسته نباشید.

95
00:07:37,370 --> 00:07:40,270
‫برای ناهار امروز،
‫همه یه تخم‌مرغ اضافه دارن.»

96
00:07:43,120 --> 00:07:46,020
‫ساکت. والاحضرت
‫دستورات دیگه‌ای هم دارن.

97
00:07:46,020 --> 00:07:47,680
‫دور دوم تمرینات الان شروع می‌شه.

98
00:07:47,680 --> 00:07:49,390
‫یه ساعت دیگه تو حالت خبردار بمونین.

99
00:07:49,850 --> 00:07:51,880
‫اگه بازم هیچ‌کس تکون نخوره،

100
00:07:51,880 --> 00:07:53,890
‫همه یه تخم‌مرغ دیگه برای ناهار می‌گیرن.

101
00:07:53,890 --> 00:07:56,850
‫2 تا تخم‌مرغ؟ خدای من...

102
00:08:00,330 --> 00:08:03,550
‫اما اگه حتی یه نفر نتونه طاقت بیاره،

103
00:08:03,550 --> 00:08:05,700
‫تمرین شکست‌خورده محسوب می‌شه،

104
00:08:05,700 --> 00:08:08,350
‫و هیچ‌کس تخم‌مرغ دوم رو نمی‌گیره.

105
00:08:08,350 --> 00:08:10,340
‫یـ.. یعنی چی؟

106
00:08:10,340 --> 00:08:12,540
‫یه جور مسخره‌بازی اشرافیه؟

107
00:08:12,540 --> 00:08:14,780
‫اما اگه فقط یه نفر نتونه...

108
00:08:14,780 --> 00:08:16,850
‫من از کجا بدونم بقیه
‫می‌تونن طاقت بیارن یا نه؟

109
00:08:17,280 --> 00:08:18,570
‫تو چی، ونر؟

110
00:08:18,570 --> 00:08:20,070
‫می‌تونی یه بار دیگه انجامش بدی؟

111
00:08:22,730 --> 00:08:25,700
‫به خاطر اون تخم‌مرغ دوم، هر کاری می‌کنم!

112
00:08:36,140 --> 00:08:38,270
‫به نظر میاد حرفی برای گفتن داری، کارتر.

113
00:08:40,310 --> 00:08:42,350
‫راحت باش، بگو.

114
00:08:43,950 --> 00:08:47,100
‫والاحضرت، من هیچ‌وقت
‫تصمیمات شما رو زیر سوال نمی‌برم.

115
00:08:47,670 --> 00:08:51,320
‫اما این آدما چیزی جز یه
‫مشت آدم ولگرد و بی‌سر و پا نیستن.

116
00:08:52,720 --> 00:08:54,170
‫بارها اینو دیدم.

117
00:08:54,170 --> 00:08:56,500
‫پاشون که به میدون جنگ برسه،
‫اولین نفراتی‌ان که فرار می‌کنن.

118
00:08:56,500 --> 00:08:58,370
‫و راستش رو بخواین،

119
00:08:58,370 --> 00:09:01,040
‫دلیل این تمرین رو هم نمی‌فهمم.

120
00:09:01,040 --> 00:09:04,000
‫با یه جا وایستادن که نمی‌تونیم
‫جانوران شیطانی رو شکست بدیم، نه؟

121
00:09:04,000 --> 00:09:06,540
‫در حال حاضر نجیب‌زاده‌ها و
‫شوالیه‌ها طرف ما نیستن.

122
00:09:06,540 --> 00:09:10,280
‫من حاضر بودم جونم رو به خطر بندازم
‫تا حداقل بهشون یاد بدم چطور شمشیر دست بگیرن.

123
00:09:10,280 --> 00:09:13,990
‫گذشته از این، واقعاً می‌خواین
‫اون مرد قوم شنی رو کاپیتان کنین؟

124
00:09:13,990 --> 00:09:16,990
‫اون نه متعلق به گریکسله،
‫نه هیچ پادشاهی دیگه‌ای تو این قاره.

125
00:09:19,490 --> 00:09:21,150
‫با روش‌های تو،

126
00:09:21,150 --> 00:09:22,440
‫می‌تونستی تو 2 ماه ازشون

127
00:09:22,440 --> 00:09:24,300
‫جنگجوهایی بسازی که
‫بتونن با اون هیولاها بجنگن؟

128
00:09:24,300 --> 00:09:26,220
‫خب این... غیرممکنه.

129
00:09:27,070 --> 00:09:29,590
‫طبق تجربه من،
‫حداقل 5 سال زمان می‌بره.

130
00:09:29,590 --> 00:09:31,850
‫و 5 سال دیگه هم تا
‫به سطح یه شوالیه برسن.

131
00:09:31,850 --> 00:09:35,870
‫دقیقاً به همین خاطره که نمی‌خوام
‫به جنگجو یا شوالیه تبدیلشون کنم.

132
00:09:35,870 --> 00:09:38,500
‫من دقیقاً می‌دونم تو همین 2 ماه
‫چی می‌تونم ازشون بسازم.

133
00:09:38,500 --> 00:09:40,510
‫به زودی نتیجه این تمرین رو می‌بینی.

134
00:09:40,510 --> 00:09:41,850
‫چشم، والاحضرت.

135
00:09:41,850 --> 00:09:44,580
‫در مورد تبر آهنی هم،
‫ساحره‌ها هم متعلق به گریکسل نیستن،

136
00:09:44,580 --> 00:09:46,190
‫اما همه‌شون به شهر مرزی تعلق دارن.

137
00:09:46,190 --> 00:09:49,010
‫ضمناً مگه تو اینجا نیستی
‫که حواست به اوضاع باشه؟

138
00:09:49,010 --> 00:09:52,050
‫به جای نگرانی درباره یه مرد شنی،
‫بهتره روی این تمرکز کنی.

139
00:09:52,050 --> 00:09:52,850
‫چشم.

140
00:09:53,380 --> 00:09:55,000
‫این برنامه روزهای آینده‌ست.

141
00:09:55,000 --> 00:09:57,580
‫تمام تمرینات بعدی
‫باید دقیقاً طبق این پیش بره.

142
00:09:57,580 --> 00:09:58,280
‫چشم.

143
00:10:02,890 --> 00:10:05,230
‫اما، والاحضرت...

144
00:10:05,230 --> 00:10:08,010
‫تمرینات دویدن و
‫حضور و غیاب رو می‌فهمم،

145
00:10:08,010 --> 00:10:09,460
‫اما این مورد آخر...

146
00:10:09,460 --> 00:10:12,500
‫واقعاً می‌خواین بهشون
‫خوندن و نوشتن یاد بدین؟

147
00:10:12,500 --> 00:10:15,040
‫فقط در حدی که بتونن
‫سریع دستورات رو بخونن و بنویسن.

148
00:10:15,040 --> 00:10:17,350
‫این قسمت رو خودم برای کارل توضیح می‌دم.

149
00:10:17,940 --> 00:10:21,350
‫اما این اصلاً تو جنگ به دردی نمی‌خوره!

150
00:10:21,350 --> 00:10:22,150
‫کی گفته؟

151
00:10:22,760 --> 00:10:26,150
‫یه یگان ماهر تو جنگ،
‫بدون شک یه یگان باسواده.

152
00:10:27,420 --> 00:10:29,350
‫این درسیه که تاریخ بهمون داده.

153
00:10:37,680 --> 00:10:40,580
‫برای ناهار صف بکشین. هل ندین.

154
00:10:40,580 --> 00:10:43,100
‫نظم رو رعایت کنین. به همه می‌رسه.

155
00:11:10,530 --> 00:11:12,560
‫اگه هر روز یه همچین غذایی بهمون بدن،

156
00:11:12,560 --> 00:11:14,720
‫ارزششو داره چند ساعت بیشتر وایستیم.

157
00:11:15,100 --> 00:11:16,520
‫حداقل فقط وایستادنه.

158
00:11:16,520 --> 00:11:19,600
‫خدا می‌دونه این شاهزاده
‫چه حقه‌های دیگه‌ای تو آستینش داره.

159
00:11:22,650 --> 00:11:23,820
‫کی اهمیت می‌ده؟

160
00:11:23,820 --> 00:11:26,160
‫تا وقتی غذا باشه، من هر کاری می‌کنم.

161
00:11:46,350 --> 00:11:49,880
‫تمرین عصر از ساعت گوزن
‫شروع می‌شه و تا غروب آفتاب ادامه داره.

162
00:11:49,880 --> 00:11:52,470
‫همه باید 3 دور کامل
‫دور شهر مرزی بدَوَن.

163
00:11:52,470 --> 00:11:53,900
‫همه باید تمومش کنن.

164
00:11:53,900 --> 00:11:56,680
‫مفهومه. اگه کسی عقب موند چی؟

165
00:11:56,970 --> 00:11:58,740
‫می‌تونن به هم کمک کنن.

166
00:11:58,740 --> 00:12:00,680
‫زیر بغلشو بگیرین، بکشینش، کولش کنین...

167
00:12:00,680 --> 00:12:03,850
‫به هر قیمتی که شده،
‫همه باید تمومش کنن.

168
00:12:03,850 --> 00:12:05,680
‫این دستور شاهزاده‌ست.

169
00:12:07,410 --> 00:12:10,000
‫اگه همه تمرین رو به پایان برسونن،

170
00:12:10,000 --> 00:12:12,060
‫اونوقت همه یه تخم‌مرغ
‫اضافه برای شام می‌گیرن.

171
00:12:12,990 --> 00:12:14,060
‫خوبه.

172
00:12:16,150 --> 00:12:17,240
‫موفق باشین.

173
00:12:21,350 --> 00:12:22,560
‫آها، راستی...

174
00:12:24,180 --> 00:12:26,640
‫پیشنهاد می‌کنم
‫بعد از شام زود بخوابین.

175
00:12:26,640 --> 00:12:28,350
‫تا می‌تونین بخوابین.

176
00:12:29,710 --> 00:12:32,350
‫امشب مثل خرس می‌خوابن.

177
00:12:34,010 --> 00:12:35,290
‫که اینطور؟

178
00:12:35,290 --> 00:12:37,880
‫من پیشنهاد می‌کنم خیلی هم سنگین نخوابی.

179
00:12:37,880 --> 00:12:39,470
‫تمرین عصر به این ترتیبه.

180
00:12:39,470 --> 00:12:42,110
‫از ساعت گوزن تا غروب آفتاب،

181
00:12:42,110 --> 00:12:44,320
‫3 دور دور شهر مرزی می‌دوین.

182
00:12:44,320 --> 00:12:48,170
‫می‌تونین به هم کمک کنین:
‫زیر بغل همو بگیرین، بکشین، کول کنین.

183
00:12:48,170 --> 00:12:49,730
‫اگه واقعاً نمی‌تونستین بدوین،

184
00:12:49,730 --> 00:12:51,120
‫می‌تونین یه لحظه استراحت کنین،

185
00:12:51,120 --> 00:12:53,550
‫اما باید استقامت کنین
‫و هر 3 دور رو تموم کنین.

186
00:12:53,550 --> 00:12:56,810
‫اگه همه قبل از غروب آفتاب
‫تمرین رو تموم کنن،

187
00:12:56,810 --> 00:12:59,310
‫یه تخم‌مرغ اضافه به شام اضافه می‌شه.

188
00:12:59,310 --> 00:13:01,930
‫اگه حتی یه نفر نتونه
‫به موقع تمومش کنه،

189
00:13:01,930 --> 00:13:05,440
‫هیچ‌کس تخم‌مرغ سوم رو نمی‌گیره.

190
00:13:21,730 --> 00:13:24,180
‫تخم‌مرغی که بالاخره
‫سر ناهار تونستم بگیرم...

191
00:13:26,730 --> 00:13:29,750
‫بقیه همه رد شدن؟

192
00:13:30,320 --> 00:13:31,660
‫لعنتی.

193
00:13:33,120 --> 00:13:35,390
‫خیلی دلم اون تخم‌مرغ سوم رو می‌خواد.

194
00:13:35,390 --> 00:13:36,570
‫لعنتی...

195
00:13:37,240 --> 00:13:40,410
‫پاشو، ونر.

196
00:13:38,450 --> 00:13:39,520
‫ونر!

197
00:13:40,860 --> 00:13:42,100
‫ونر!

198
00:13:42,180 --> 00:13:43,280
‫ونر!

199
00:13:43,620 --> 00:13:45,310
‫ونر!

200
00:14:00,460 --> 00:14:03,140
‫خب، همه تموم کردن؟
‫
201
00:14:09,040 --> 00:14:09,820
‫قربان!

202
00:14:12,080 --> 00:14:13,640
‫شمردیم. هنوز سه نفر کمن!

203
00:14:17,040 --> 00:14:18,680
‫نگاه کنین! دارن برمی‌گردن!

204
00:14:18,680 --> 00:14:21,640
‫برگشتن، برگشتن!

205
00:14:52,490 --> 00:14:55,390
‫قربان، همه به خط پایان رسیدن.

206
00:14:55,390 --> 00:14:57,890
‫همه رسیدن به خط پایان!

207
00:15:00,880 --> 00:15:05,110
‫تایید می‌کنم که همه
‫تمرین رو تموم کردن!

208
00:15:28,990 --> 00:15:30,970
‫تمرین امروز خوب پیش رفت.

209
00:15:38,020 --> 00:15:39,470
‫امشب یه جلسه دیگه هم داریم.

210
00:15:39,870 --> 00:15:41,310
‫یه جلسه دیگه؟

211
00:15:41,310 --> 00:15:43,420
‫امشب می‌خوام حسابی بخوابم.

212
00:15:43,420 --> 00:15:46,220
‫حس می‌کنم سرم به بالش نرسیده خوابم ببره.

213
00:15:46,220 --> 00:15:47,440
‫منم همینطور.

214
00:15:47,440 --> 00:15:49,250
‫تمرین امشب در مورد چیه؟

215
00:15:50,290 --> 00:15:51,770
‫تجمع اضطراری.

216
00:16:04,540 --> 00:16:06,230
‫عصر بخیر، والاحضرت.

217
00:16:09,770 --> 00:16:11,340
‫خیلی سخت کار می‌کنی.

218
00:16:11,340 --> 00:16:13,710
‫تازه برگشتی و بازم باید کار کنی.

219
00:16:15,330 --> 00:16:18,390
‫بیکنت رو تا گرم بود خوردم.

220
00:16:23,860 --> 00:16:26,390
‫کسی بهت یاد نداده جلوی یه شاهزاده
‫چطوری رفتار کنی؟

221
00:16:27,610 --> 00:16:29,640
‫یادمه اولش خیلی باادب بودی.

222
00:16:34,850 --> 00:16:35,640
‫این‌طوری؟

223
00:16:36,770 --> 00:16:40,770
‫ولی تو که واضحاً برای دو نفر شام سفارش دادی.

224
00:16:40,770 --> 00:16:42,520
‫مگه اون یکی برای من نبود؟

225
00:16:57,350 --> 00:17:01,180
‫شنیدم تمام خرج و مخارج شبه‌نظامی‌ها رو
‫از جیب خودت می‌دی.

226
00:17:01,730 --> 00:17:03,520
‫تا وقتی که برای محافظت از شهر مرزی باشه،

227
00:17:03,520 --> 00:17:05,790
‫هر خرجی ارزشش رو داره.

228
00:17:05,790 --> 00:17:08,610
‫پس چرا داری بهشون
‫خوندن و نوشتن یاد می‌دی؟

229
00:17:09,770 --> 00:17:12,700
‫آموزش کمکشون می‌کنه بفهمن
‫برای چی دارن می‌جنگن.

230
00:17:12,700 --> 00:17:14,500
‫شاید الان خودش رو نشون نده،

231
00:17:14,500 --> 00:17:16,460
‫ولی برای نبردهای پیش رو خیلی مهمه.

232
00:17:16,460 --> 00:17:18,310
‫برای چی می‌جنگن؟

233
00:17:18,310 --> 00:17:20,220
‫مگه برای پر کردن شکمشون نمی‌جنگن؟

234
00:17:20,920 --> 00:17:22,160
‫فعلاً آره.

235
00:17:22,160 --> 00:17:25,870
‫ولی باید بهشون یاد بدم جنگیدن
‫واقعاً یعنی چی.

236
00:17:26,880 --> 00:17:27,750
‫تو چی؟

237
00:17:28,540 --> 00:17:30,640
‫انجمن همیاری ساحره‌ها برای چی می‌جنگه؟

238
00:17:31,930 --> 00:17:35,250
‫ما فقط یه مشت آدم بیچاره‌ایم که
‫دور هم جمع شدیم تا زنده بمونیم.

239
00:17:35,250 --> 00:17:37,410
‫وقت نداریم به اینجور چیزا فکر کنیم.

240
00:17:38,560 --> 00:17:41,080
‫همین زنده موندن خودش
‫کلی خسته‌کننده‌ست.

241
00:18:28,480 --> 00:18:32,480
‫والاحضرت، این همون
‫سلاح جدیدیه که می‌گفتین؟

242
00:18:32,480 --> 00:18:36,040
‫آره. سلاحیه که می‌تونه
‫دشمنا رو از راه دور بکشه.

243
00:18:36,040 --> 00:18:38,470
‫بهش می‌گن تفنگ فتیله‌ای.
‫آهنگر تازه دیروز تمومش کرده.

244
00:18:38,770 --> 00:18:40,340
‫سلاح دوربرد؟

245
00:18:40,340 --> 00:18:41,820
‫مثل کمان پولادی؟

246
00:18:41,820 --> 00:18:44,160
‫سرعت تیراندازیش از کمان کمتره،

247
00:18:44,160 --> 00:18:45,920
‫ولی برد و قدرتش خیلی بیشتره.

248
00:18:45,920 --> 00:18:47,430
‫بذار نشونت بدم چطور کار می‌کنه.

249
00:18:48,510 --> 00:18:52,010
‫والاحضرت، این همون پودر برف نیست؟

250
00:18:52,010 --> 00:18:53,890
‫آره، ولی نه دقیقاً.

251
00:18:53,890 --> 00:18:56,000
‫ترکیباتش رو با استفاده از یخ تغییر دادم.

252
00:18:56,000 --> 00:18:57,520
‫می‌تونی بهش بگی پودر برف ارتقا یافته.

253
00:19:00,190 --> 00:19:02,020
‫من اسمش رو گذاشتم «باروت».

254
00:19:04,810 --> 00:19:06,770
‫حالا همون کاری رو بکن که می‌گم.

255
00:19:06,770 --> 00:19:08,560
‫بسته کاغذی رو با دندونت باز کن.

256
00:19:08,560 --> 00:19:10,230
‫یه کم از پودر رو بریز تو چاشنی‌دان.

257
00:19:10,230 --> 00:19:11,270
‫درش رو ببند.

258
00:19:14,940 --> 00:19:17,430
‫بقیش رو با گلوله بذار تو لوله تفنگ.

259
00:19:17,430 --> 00:19:18,610
‫با سنبه فشارش بده پایین.

260
00:19:23,790 --> 00:19:25,530
‫تفنگ رو بیار بالا و هدف رو نشونه بگیر.

261
00:19:25,530 --> 00:19:27,150
‫قنداق رو تکیه بده به شونه‌ت.

262
00:19:32,200 --> 00:19:34,500
‫خیلی خب، هنوز ماشه رو نکش.

263
00:19:34,500 --> 00:19:36,680
‫مگسک روی لوله رو می‌بینی؟

264
00:19:36,680 --> 00:19:39,390
‫صاف وایستا و آروم انگشتت رو بذار رو ماشه.

265
00:19:39,390 --> 00:19:42,350
‫یادت باشه، لگدش موقع شلیک زیاده،
‫پس محکم وایستا.

266
00:19:43,010 --> 00:19:43,980
‫هدف...

267
00:19:46,820 --> 00:19:47,850
‫شلیک!

268
00:20:11,190 --> 00:20:13,090
‫قدرتش خیره‌کننده‌ست.

269
00:20:14,030 --> 00:20:16,680
‫اگه اون موقع یه همچین سلاحی داشتم،

270
00:20:17,990 --> 00:20:19,680
‫هم‌رزم‌هام...

271
00:20:21,970 --> 00:20:25,180
‫والاحضرت، چقدر می‌تونیم از این تولید کنیم؟

272
00:20:25,730 --> 00:20:27,490
‫فعلاً فقط همین 2 تا رو داریم.

273
00:20:27,490 --> 00:20:29,540
‫به آهنگر دستور دادم تولیدش رو ببره بالا.

274
00:20:29,540 --> 00:20:32,680
‫باید بتونیم تا قبل از ماه‌های شیاطین
‫2 تای دیگه هم بسازیم.

275
00:20:33,260 --> 00:20:34,130
‫اوه.

276
00:20:38,320 --> 00:20:39,520
‫می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی.

277
00:20:41,100 --> 00:20:43,520
‫این سلاح قدرتمندیه،

278
00:20:43,520 --> 00:20:45,700
‫اونقدر قدرتمند که می‌تونه
‫مسیر واقعیت رو عوض کنه.

279
00:20:48,000 --> 00:20:51,520
‫اما هر چقدر هم قوی باشه،
‫در نهایت فقط یه ابزاره.

280
00:20:52,000 --> 00:20:56,260
‫برای تو، قوی‌ترین سلاح همیشه
‫اعتماد و وفاداریه.

281
00:20:56,260 --> 00:20:59,550
‫فقط یه جنگجوی قدرتمند می‌تونه
‫یه سلاح قدرتمند رو به دست بگیره.

282
00:20:59,550 --> 00:21:02,670
‫اینا رو بهتون دادم که استفاده کنین،
‫نه اینکه جایگزینتون بشن.

283
00:21:04,220 --> 00:21:05,850
‫کارتر، تبر آهنی،

284
00:21:06,290 --> 00:21:07,870
‫ازشون برای دفاع از شهر مرزی استفاده کنین.

285
00:21:08,900 --> 00:21:10,360
‫از مردممون دفاع کنین.

286
00:21:16,630 --> 00:21:18,730
‫چشم، والاحضرت.

287
00:21:35,640 --> 00:21:37,700
‫عالی بود، سرورم.

288
00:21:46,680 --> 00:21:50,350
‫شنیدم اون بچه‌هه اومده بود دیدنت.

289
00:21:50,350 --> 00:21:53,330
‫بله سرورم. می‌خواست ما رو
‫استخدام کنه تا براش بجنگیم.

290
00:21:53,330 --> 00:21:55,620
‫زهی خیال باطل.

291
00:22:00,680 --> 00:22:02,710
‫از اون موقع تا حالا چیکار می‌کرده؟

292
00:22:02,710 --> 00:22:05,060
‫سرورم، دادم حسابی آمارش رو دربیارن.

293
00:22:05,060 --> 00:22:07,340
‫دیوار شهر تقریباً تموم شده.

294
00:22:07,340 --> 00:22:10,700
‫شنیدم دارن از یه جور پودر کیمیاگری که
‫از گریکسل اومده استفاده می‌کنن،

295
00:22:10,700 --> 00:22:13,200
‫که سرعت ساخت و ساز رو خیلی برده بالا.

296
00:22:13,200 --> 00:22:16,580
‫علاوه بر اون، یه مشت شبه‌نظامی هم استخدام کرده.

297
00:22:16,580 --> 00:22:19,060
‫نه سلاح دارن نه شوالیه،

298
00:22:19,060 --> 00:22:21,020
‫و هر روز دارن الکی وقت تلف می‌کنن.

299
00:22:21,020 --> 00:22:22,820
‫تازه بهشون تخم‌مرغ هم می‌ده!

300
00:22:22,820 --> 00:22:24,860
‫خیلی خنده‌داره.

301
00:22:26,170 --> 00:22:28,060
‫تخم‌مرغ دارن بخورن؟

302
00:22:28,060 --> 00:22:29,850
‫آام... بله.

303
00:22:29,850 --> 00:22:32,770
‫اون بچه آذوقه زمستونی رو از شهر بید خریده،

304
00:22:32,770 --> 00:22:34,520
‫و همه‌شون رو تو قلعه‌اش انبار کرده.

305
00:22:34,520 --> 00:22:37,830
‫سرورم، اون بچه واقعاً حد و مرز خودش رو نمی‌دونه.

306
00:22:37,830 --> 00:22:39,570
‫به نظر من، زمستون که برسه،

307
00:22:39,570 --> 00:22:42,060
‫با گریه و زاری میاد التماس می‌کنه که کمکش کنین.

308
00:22:42,600 --> 00:22:45,370
‫پس داری می‌گی الان یه دیوار شهر داره،

309
00:22:45,370 --> 00:22:48,060
‫یه ارتش، و کلی آذوقه؟

310
00:22:48,570 --> 00:22:50,110
‫آام... خب...

311
00:22:50,640 --> 00:22:51,560
‫بله، سرورم.

312
00:22:51,830 --> 00:22:52,940
‫بوریس.

313
00:22:54,080 --> 00:22:56,120
‫شاید همون‌طور باشه که تو می‌گی:

314
00:22:56,120 --> 00:22:58,280
‫دیوارش سسته،

315
00:22:58,280 --> 00:23:00,660
‫ارتشش به دردنخوره،

316
00:23:00,660 --> 00:23:02,730
‫و آذوقه‌اش هم محدوده.

317
00:23:04,010 --> 00:23:09,380
‫با این حال، من حتی کوچیک‌ترین فرصتی هم بهش نمی‌دم.

